وبسایت خبری کوردنیوزر،خبرها و رویدادهای ایران و جهان و مناطق کردنشین را در معرض دید بازدید کنندگان وکاربران محترم قرارمیدهد.ولازم به ذکراست وبسایت کوردنیوزکاملامستقل و وابسته به هیچ یک از جناحهای سیاسی نمیباشد. باتشکر مدیر وبسایت :علیرضاحسینی سقز
تصويريك استاد
یک شنبه 4 / 1 / 1391 ساعت 5:29 | بازدید : 6116 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

تصویری از استاد سید فرید قاسمی "حافظه مطبوعات ایران"
بهمن الفتی
تصویری از حافظه مطبوعات ایران استاد سید فرید قاسمی

برچسب‌ها: "عكس , استاد , سولاكان" ,

موضوعات مرتبط: , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


دکترشریعتی
پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 7105 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

در باغ بی بر گی زادم

 

در باغ  ” بی بر گی ” زادم ..

و در ثروت فقر غنی گشتم …

و از چشمه ی ایمان سیراب شدم …

و در هوای دوست داشتن ، دم زدم …

و در آرزوی آزادی سر بر داشتم …

و در بالای غرور ، قامت کشیدم …

و از دانش ، طعامم دادند  …

و از شعر، شرابم نوشاندند …

و از مهر ، نوازشم کردند …

و ” حقیقت ” دینم شد و راهِ رفتنم …

و ” خیر ” حیاتم شد و کارِ ماندنم …

و ” زیبایی” عشقم شد و بهانه ی زیستنم …

 

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 4864 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )
خلاصه

بهاری دیگر

بی حضور تو

از راه می رسد

و آن چه که زیبا نیست

 

.زندگی نیست

روزگار است.....

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 5304 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 
تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند
 
۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) را به عشقمان تبریک بگوییم یا ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) را؟
 
            
 
 
 
 
مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است
چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در این روز باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند.
 
 
 
ولنتاین چیست؟
در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق.
 
اما متاسفانه و با کمال تعجب، ایرانیان ِ امروز، با بیش از چهارهزارو پانصد سال تمدن، برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه ی تمدن و فخر می دانند! همه اسم "ولنتاین" را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند، ولی تا به حال اسم "سپندارمذگان" به گوششان هم نخورده است .
 
 
"سپندارمذگان" چیست؟
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با ۲۹ بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند.
 
 
 
 
در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است.
 
"سپندارمذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان "سپندارمذ" را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. پسوند "گان" هم به معنی "جشن" است، و در نتیجه "سپندارمذگان" به معنی "جشن سپندارمذ" (جشن روز زن و زمین) است.
 
 
 
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه "مهر" نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه "سپندارمذ" یا "اسفندارمذ" نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم "اسفندارمذ" نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.
"سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.
 
 
در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.
 
 
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.
 
 
 
 
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خدا
پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 4647 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

پسر بچه ای از خواهر بزرگترش پرسید: " آیا کسی واقعا می تواند خدا را ببیند ؟ "

 

خواهرش که مشغول انجام دادن کاری بود با تندی پاسخ داد : " البته که نه نادان ! خدا آن بالا در آسمان

 

هاست. هیچ کس نمی تواند او را ببیند . "

 

مدتی گذشت . پسر بچه سوال خودش را از مادرش پرسید : " مامان ! آیا کسی تا به حال خدا را دیده است ؟

 

" مادر با مهربانی پاسخ داد : " نه پسرم ! خدا در قلبهای ما آدم هاست . اما هرگز نمی توانیم او را ببینیم ".

 

پسر بچه تا حدودی راضی شد . اما هنوز کنجکاو بود اندکی پس از آن  پدر بزرگ مهربانش او را برای

 

ماهیگیری به سفر برد .

 

آنها مدت زیادی را با یکدیگر بودند . روزی خورشید ، با شکوهی وصف ناپذیر در برابر دبدگان آنها

 

غروب می کرد . پسر یچه دید که صورت پدر بزرگش سرشار از مهربانی و آرامش خاطر است او اندکی

 

فکر کرد و سر انحام با دودلی پرسید : " بابابزرگ ! من … قصد نداشتم که دیگر این سوال را از کسی

 

بپرسم . اما مدت زمان زیادی است که به آن فکر می کنم . اگر جواب آن را به من بدهی خیلی خوشحال

 

می شوم . آیا کسی … آیا کسی واقعا توانسته خدا را ببیند ؟ "

 

مدتی گذشت . پیر مرد همان طور که نگاهش به غروب خورشبد بود ، یا نرمی پاسخ داد : پسرم من الآن

 

غیر از خدا هیچ چیز دیگری را نمی توانم ببینم " .

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جعبه خالی
پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 4649 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی می کردند.

پدر خانواده از اینکه دختر 5 ساله اش مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی

رنگ مصرف کرده بود، ناراحت بود .

 چون همان قدر پول هم به سختی به دست می آمد.

دخترک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آن را زیر کمد گذاشته بود.

صبح روز بعد،دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت: بابا، این هدیه ی من است .

پدر جعبه را از دختر خردسالش گرفت و آن را باز کرد.

داخل جعبه خالی بود!

پدر با عصبانیت فریاد زد:مگر نمی دانی وقتی به کسی هدیه می دهی باید

داخل جعبه  چیزی هم بگذاری؟

اشک از چشمان دخترک سرازیر د و با اندوه گفت: بابا جان، من پول نداشتم ولی

در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم.

چهره پدر از شرمندگی سرخ شد، دختر خردسالش را بغل کرد و او ر اغرق بوسه کرد

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


چهار سخنی که زاهد را تکان داد
پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 4512 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

چهار سخنی که زاهد را تکان داد

 

 

:زاهدی گوید

جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم

را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد

!بود

 

دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی .

گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

 

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک

چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا

رفت؟

 

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان

بعد با من حرف بزن .

 گفت من که غرق خواهش دنیا هستم  چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو

چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


طالع بینی ایتالیایی
پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 4703 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

 

طالع بینی ایتالیایی است که با توجه به روز تولدتان تنظیم شده است. کافی است با

توجه به روز تولد میلادیتان گروه خود را انتخاب کرده و فالتان را بخوانید.

 

گروه روز تولد

A =1، 6، 11، 16، 21، 26، 31

B =2، 7، 12، 17، 22، 27

C =3، 8، 13، 18، 23، 28

D =4، 9، 14، 19، 24، 29

E =5، 10، 15، 20، 25، 30

 

گروه A

به عشق به عنوان مهمترین چیز در زندگی می نگرید و عاشقِ عاشق شدن هستید. عده ای از

افراد این گروه به صداقت شخصی که به او علاقه مندند چندان اطمینانی ندارند. از بودن

با دوستان لذت می برید و همواره سعی می کنید تا دوستی وظیفه شناس باشید.

به سختی میتوانید احساسات و عواطفتان را کنترل کنید، که البته گاه از نقاط ضعفتان

محسوب می شود. کسی که بر قلب و فکرتان تاثیرگذار است، این روزها بسیار به شما کمک

خواهد کرد.

گروه B

رویاها و جاه طلبی هایتان از مهمترین مسائل زندگیتان به شمار می روند و شما قادرید

هرکاری برای تحقق بخشیدن به آنها انجام دهید. به عشق اهمیت می دهید، اما ترجیح می

دهید به دنبال شخصی کامل باشید. به سختی به دیگران اعتماد میکنید. به دوستانتان

اهمیت می دهید، اما خیلی چیزها را از آنها پنهان می کنید.

شما اهل تفکر هستید و همواره هر دو روی سکه را می بینید. شما می توانید شریک

زندگیتان را خوشبخت کنید.

گروه C

شما همیشه تصمیم گیری های عقلانی را به تصمیم گیری های احساسی ترجیح می دهید، به

همین علت از دوستان زیادی برخوردارید. به زندگی به عنوان یک هدیه ی الهی می نگرید.

گروهی از مردم هستند که ایدآل شما محسوب می شوند و شما مایلید تا مدت زمان زیادی را

با آنها بگذرانید.

به خوبی می توانید احساسات خود را کنترل کنید اما گاهی تصمیم گیریهای شما اثر منفی

بر شریک زندگی و یا دوستانتان می گذارد. بسیار علاقه مندید تا یک شریک زندگی خوب

برای همسرتان باشید.

گروه D

شما همیشه هدفی برای دنبال کردن در زندگی دارید و همواره آماده اید تا در برآوردن آ

رزوهای آنها که دوستشان دارید، کمک کنید. دوستانتان اهمیت زیادی برایتان دارند و

شما همیشه آماده ی کمک به آنها هستید.

به ندرت می توانید احساسات خود را کنترل کنید و به همین دلیل گاه مجبور می شوید تا

دوباره کاری کنید.

گروه E

از آن دسته آدم هایی هستید که دوست دارید عاشق باشید. تصمیم گیری های عاطفی را بر

تصمیم گیری های عقلانی ترجیح می دهید. شما زندگی را فقط در خوش گذرانی می بینید و

از طرفداران دوست یابی هستید.

رویاهای بسیاری در سر دارید، اما چندان در جهت تحقق آنها تلاش نمی کنید و شاید همین

مسئله جزء نقاط ضعف شما باشد. با کسی که از نظر شما شخصی کامل است برخورد خواهید

کرد
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فریدون مشیری
پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 5346 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

من دلم می خواهد

با تو حرفی بزنم روشن وصاف

همچو چشمه و از آن پاک زلال

عطش خواستنت را شاید چاره ای تازه کنم

یا به تسخیر درآرو همه آن بیراهه

که صداقت ها را و صراحت ها را زیر ابر انکار

دیرگاهیست که پوشانیده ست.

من دلم می خواهد

این کهن مصلحتم را به کناری بنهم

و چو سرباختگان در ره دوست

بند هر بیم ز پای دل خود باز کنم

واژه ها وام بگیرم ز زبان گل سرخ

و بگویم با تو:

دوستت می دارم نه به سر حد جنون

که فراتر از آن!

من دلم می خواهد

که رها گردی از این دام شکیب

و به تندیس یقین در دل سودا زده

ایمان آری

و به مهمانی شوق پا نهی بی تشویش.

من دلم می  خواهد...

 

"فریدون مشیری"

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


پنج شنبه 3 / 1 / 1391 ساعت 12:9 | بازدید : 6494 | نویسنده : علیرضاحسینی سقز | ( نظرات )

زنی که زیبایی

 

اندیشه پیدا کرده باشد

 

زیبایی بدنش را نشان نمی دهد

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نظر سنجی

بنظرشماكدام يك ازشهرهاي كردنشين زيربيشترهدف تهاجم فرهنكي قراركرفته است؟

آرشیو مطالب
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان kurdnews و آدرس kordstan.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را د




آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 5108
:: کل نظرات : 149

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 47

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12888
:: باردید دیروز : 10827
:: بازدید هفته : 40577
:: بازدید ماه : 25661
:: بازدید سال : 854685
:: بازدید کلی : 7003792